الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

151

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

- عليه السلام - نگاه كرد و گفت : راجع به جواب اينان چه مىگويى ؟ فرمود : امير المؤمنين شنيد كه فقيهان و قاضيان چه گفتند . معتصم گفت : نظر خودتان را براى من بگوييد . فرمود : ايشان در فتوا اشتباه كردند . واجب در اين مورد اين است كه امير المؤمنين ببيند اگر اين افراد راهزن تنها راه را ناامن كرده و كسى را نكشته و مالى را نبرده‌اند دستور دهد به زندان سپرده شوند ؛ اين معناى نفى از زمين به جهت ناامن كردن راه است و اگر راه را ناامن كرده و كسى را كشته و مال برده‌اند دستور دهد دست و پايشان بر خلاف قطع شود و پس از آن به دار آويخته شوند . راوى گفت : معتصم به عامل خود نوشت اين دستور العمل دربارهء آنان اجرا شود . 2 . حدّثني زيد بن علي ، عن أبيه ، عن علي - رضي اللّه عنهم - قال : إذا قطع الطريق اللصوص ، و أشهروا السلاح و لم يأخذوا مالا و لم يقتلوا مسلما ، ثمّ أخذوا ، حبسوا حتى يموتوا ، و ذلك نفيهم من الأرض فإذا أخذوا المال و لم يقتلوا ، قطعت أيديهم و أرجلهم من خلاف و صلبوا حتى يموتوا ، فإن تابوا قبل أن يؤخذوا ضمنوا المال و اقتص منهم ، و لم يحدّوا ؛ « 1 » على فرمود : هرگاه دزدان راه را بستند و سلاح كشيدند ولى مالى نگرفتند و مسلمانى را نكشتند ، اگر دستگير شدند حبس مىشوند تا بميرند و اين معناى نفى از زمين است ؛ و اگر مال گرفتند ولى كسى را نكشتند دست و پايشان بر خلاف بريده مىشود و به دار آويخته مىشوند تا بميرند . اگر پيش از دستگيرى توبه كردند ضامن مال هستند و از ايشان استيفاى حق مىشود و حد نمىخورند . آراى فقيهان شيعه 1 . شيخ مفيد : افراد شرور كه در دار الاسلام سلاح مىكشند و مال مردم را مىگيرند امام در مجازات ايشان مخيّر است ؛ اگر بخواهد آنان را با شمشير مىكشد و اگر خواست مصلوبشان مىكند تا بميرند و اگر خواست دست و پايشان را بر خلاف مىبرد و اگر خواست از آن شهر به جايى ديگر تبعيدشان مىكند و كسى را بر آنان مىگمارد تا از آنجا به جاى ديگر و باز از آنجا به جاى ديگر تبعيدشان مىكند و هيچ جاى امنى برايشان نمىگذارد تا اين كه توبه و شايستگى در ايشان به ظهور رسد . « 2 »

--> ( 1 ) . مسند زيد ، ص 323 . ( 2 ) . مقنعه ، ص 802 .